
الهی! رایگان مگذار ما را به دست این و آن مگذار ما را کرم پروردگانیم ای خداوند به لطف دیگران مگذار ما را الهی! هر چه شایان است آن کن نمیگویم چنین کن یا چنان کن چه داند بنده اسرار خداوند خدا را، هر چه میزیبد همان کن الهی! رند مستی را ببخشای به عصیان، پای بستی را ببخشای خلیل بتشکن را هر که بخشد خلیل بتپرستی را ببخشای الهی! اشک چشمی، سوز آهی فروزان خاطری، روشن نگاهی ز هر سو بسته درهای امید کلیدی، رخنهای، راهی، پناهی الهی! بندهات را همت آموز لبش را از نیاز غیر بردوز اگر ممنون خلقش مینمایی به خاکش افکن و در آتشش سوز الهی! پیر گردیدم عصایی ز منزل دور ماندم رهنمایی شبی تاریک و دزدان در کمینگاه فروغ مشعلی، بانگ درایی الهی! خلوت دل خانه کیست؟ حدیث عاشقان افسانهٔ کیست؟ اگر گنجینهٔ عشقت نباشد دل مهجور ما ویرانهٔ کیست؟ الهی! راه دادی دیگران را که بگشایند راز آسمان را ز رهماندگان را هم تکانی که بگذارند این خواب گران را الهی! ابتلای بندگان چیست؟ کرم پروردگان را امتحان چیست؟ کسی کاینجا به صد دوزخ بسوزد در آنجا باز در نارش مکان چیست؟

